اما برو

من به آخرهای تو کار دارم
هر وقت تا تا هر وقت رفتی 
برو
یک ثانیه بعد از دقایق حاضر
در آینه کاسه ی سرم مو برداشت
اما برو
برو تا آخرهای ماجرا توی لاک شب بخیرهای لی لی 
رسم است عشق در سطر آخر داد می زند
واویلا... 
دیگر مفهوم ندارد را زندگی کن
مفهوم ندارد هیچ هیچ هیچ
این هیچی های مزاحم
اگر بد بود 
نفس ثانیه بالا نمی آمد
تو نمی آمدی تنها با یک برو
آخرهای سریال به تراژدی اشیا امیدوارانه نگاه کند
دلت خوش است به این چیزها
آب زنید راه را
خودگری خودشکنی پیدا شد

/ 5 نظر / 87 بازدید
تينا

سلام وبلاگ زيبايي داري حتما بيا و تو سايت زير ثبتش کن تا من و بازديد کنند هاي ديگه بتونيم هر روز بهت سر بزنيم.محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد.

30نا

سلام گذرگه خیال با مسافر خسته منتظر قدوم مهربان شماست. [گل][گل][گل]

30نا

سلام. گذرگه خیال با مسافر شهر خسته منتظر قدوم شماست... [گل][گل][گل]

حمیدامیدی

سلام جناب بذرافشان دعوتید به خواندن دوشعر درسایت لیلاصادقی.سبز بمانی