گور بابای الاغ نعلبندان - فعلا حافظ باز کرده ام

 

این کفش ها

دو برابر فرضیه ی کفشدوز

خیابان های شهر را زیر پا گذاشتن تا

زیر درخت به - به چه چیزها فکر نمی کنم

هنوز دستم نرسیده به تابستان تنت

لامپ اتاق

از فرط خاموشی بالای سرم تاب نخورد 

با این همه بی تابی چه بگویم که کفش ام زیر درخت به

له له نزند

مرد واکسی با لبخندی سیاه

نگاهش را به نگاهم وصله پینه کرد

بی آن که سر بتکانم گفتم

گور بابای الاغ نعلبندان

قدم های نزده را برای "روز مبادا" کنار گذاشتم

شاید یک روز پای درخت به به فرضیه ی کفشدوز

فکر کردیم  

فعلا حافظ باز کرده ام؛ دوش وقت سحر...

هوس چیدن میوه ی آبدار به سرم زده

دست دراز می کنم تا آنسوی جا کفشی

 

 

/ 73 نظر / 99 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جهاان

جانان...به شعرم میخوانمت....سپاس

akbari

برای خوانش بیایید

akbari

برای خوانش بیایید

رضا امیرزاده

درود. زیبا و لذت بخش بود جناب بذر افشان. خوشحالم که اینجا رو باز هم به روز می بینم.

سریا

سلام. آسمان یا جای من / یا شعر من / من که بمیرم / پیراهن زمین را عوض کنید / شاید وارثِ من باشد/ زنی که با آفتاب گردان ها می خوابد! نگاهی به مجموعه نان و نمک میان گیسوان تهمینه

بصارتی

سلام . شعر گذاشتم نمی خوانید؟

30نا

من دیگه نیستم که بخوام آرامشتو با هم آغوش جدیدت به هم بزنم. گذرگه خیال با 30گار به روز است منتظر نظرات ارزشمندتون هستم. . [گل][گل][گل].

30نا

من دیگه نیستم که بخوام آرامشتو با هم آغوش جدیدت به هم بزنم. گذرگه خیال با 30گار به روز است منتظر نظرات ارزشمندتون هستم. . [گل][گل][گل].

امین موسی وند

شاعرانگی + زنانگی همراه شوید با منیره حسینی صدف درخشان طیبه تیموری [گل]

akbri

برای خوانش دعوتید