ممکن...

 

1

من به ممکن دارم رسید

سر آن نداشتم به مقدمه اضافه کنم

بی مقدمه

من حرف ندارم - حسابی بزنم

از این همه عدد

اعداد و ارقام نجومی

ماشین حساب هنگ کرد

چه ممکنی... که امکان داشت اتفاق افتاد

پرت نگویید؛

سر آمار به کجا بند است

ممکن است دزد از دیوار بالا نیاید

و در آمد مردم

حساب تان را نخواند

از پشت عینک هم می توانید، - ببینید

دهن شهروند...

چطور پانسمان شده است

دارید از مردم انتقام می گیرید

لطفا دور فتنه گری خط بکشید

وگرنه خط کشم از بی طرفی

چهره ی اینطرف را خط کشید

که روی افق های تاریک ایستاده ام

من از امکان دارد - می ترسم

ممکن است جمعه با دروغگو همدست باشد

ممکن است جمعه بر جانماز خونین حلول کند

ممکن است جمعه، -یکشنبه ظاهر شود

حالا شما...

دو روز دیرتر ظهور کنید؛

تمام آمارها غلط است

 

 

2

زخم های باستانی

بر روی شانه ام

خم شده اند

??

دست به ترکیب مجسمه نزنید

روی شانه اش

یک جنگل ایستاده است

??

تبرها را - دیگر جواب کنید

پنجره ها 

رو به شلوغی خیابان

باز - بسته می شوند

 

 

 

3

از چنگ زدن های گربه

سوراخ موش گشاد نمی شود

وگرنه

حرص لوله های نفت

از گشاده دستی

به تنگ می آمد

 

 

 

4

در حال عقد قرارداد

روی دُمب گربه

پا نگذارید

در سال جدید قرار است

از آدمکش ها امضا بگیرم

-چه بهانه ی قشنگی...

 

 

 

5

توی این قاب لعنتی

چقدر کُند حرف می زنم

لکنت گرفته ام انگار

دست انگلیس را 

مثل همیشه از توی کادر در آوردم

اِ... دست خودم را

کجای قاب جا گذاشتم

که زبانم

توی دهن نمی چرخد

 

 

 

6

به من دست ندهید

دیگر

گرما را حس نمی کنم

از سرما

دستکشم یخ زده است

 

 

7

از درخت...

سیب گندیده ای کَندم

و از وسط نصفش کردم

روی تخم سیب

کرمی

برایم دم تکان می داد

??

باغبان گفت: سال هاست که...

توی سیب های این باغ

کرم افتاد

??

تازه، کرم ها دم دارند

 

 

 

8

آقا دعا نکنید

دیگر دعا نکنید

یک بار دعا کردید

سنگ شده ایم

??

آقا دعا کنید

/ 106 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانیه

پیشاپیش روزتان مبارک[گل]

لیلا

با سلام سپاس از حضور گرمتان استاد حرفهایتان روشنگر بود به این رسیدم که: لایه لایه حجاب است که برداشته می شود هرپست. زلال هستید زلال بمانید.

محمود صادقی

ای خوش آن جذبه که ناگاه رسد نور آن بر دل آگاه رسد ! قدم رنجه کردید استاد تشریف فرماییتون کمی دور از انتظار بود بعلت مشغله فراوانی که هست ؛ بهرحال خیلی ممنونم از حضور و نظرلطفتون ؛ بنده با کمال افتخار لینکتون کردم دوس دارم مورد لینک حضرتعالی باشم -البته اگه قابل بدونین- تا بیشتر بتونم از شاگردنوازیتون بهره مند شم ... ضمناتصمیم گرفتم تو وبم فقط از خودم شعر ومطلب بذارم با اسم واقعی م با تشویق ها وراهنماییهای شما... باعشق[گل]

نیره کاشی

سلام با چهارپاره ای تازه بروزم و چشم انتظار نقدتان. × × × × × آنروزها خدا به زمین خیره مانده بود × × × ×

خیری

رجب جان به روز کردم و همیشه از محبتی که به من داری سپاس گزارت خواه ام بود. فدای ات

مسافر مشرق

سلام استاد عزيز لطفن نظر خود را درباره پوچيا...بفرماييد

سالار عبدی

درود! بر جناب بذرافشان کارگاه تخصصی نقد در این نوبت با نقد گروه موسیقی رستاک به انضمام چند غزل و رباعی به قلم سالار عبدی به روز است لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از این کارگاه دریغ نفرمایید این کارگاه هم چنان و همیشه منتظر معرفی و شناسایی شاعران و نویسندگان خوب و کم تر شناخته شده از طرف شما ست تا به به ترین نحو نقد و معرفی شان نماید و در مجموعه های مستقل و پرتیراژ به چاپ برساند با عشق کارگاه نقد

مهدی موسوی

سلام بعد از گذشت سه ماه محدودیت دسترسی به وبلاگم برداشته شد و از امروز دوره ی تازه ی وبلاگ نویسیم رو آغاز کردم با یادداشت و لینک و شعر منتظر حضورتان هستم با احترام مهدی موسوی

فاطمه جهانبازنژاد

سلام به روزم با جديدترين حوصله نوشت خود با دختر ته‌ تغاري دیو سپید و يك عدد روح عاشق سرگردان، در جيگركي مش رستم‌ ميان آشفتگي هر سه ضلع استرنبرگ زير نور ماه پشت پرچين سايه‌ها، وقتي كه همه ي ارواح نامهربون خوابن و من بيداري به سرم زد، حتي اگر رو به موت باشي، حتي اگر آن ملموس‌ترین درد دنيا مثل مار زخم خورده به دور دلت پيچيده باشد. منتظرت هستم می‌آیی؟