سر فلسطين را بر داشتم
كوچه اي ـ نيمه راه پارك شده بود
آفتاب آمد و سينه كش آسفالت
قد يك خط ـ در موازات من
سر در خانه ايستاد
درخت را زيتوني بود و كاشتن
برداشت از سر كشيدن شاخه ها
در دستم جوانه زد
دو تا گلابي شيرين
دو تا ليموي ترش
دو تا …
هسته ي هلو را تف كردم
كف دست عروسك جمع شد
انگشت پهلويي لاي ۶۰
دايره اي به شعاع ۵ سانتي متر
روي هوا دهن باز كرد
لابد لنگش صندلي از شل بودن پايه هاست
با دو تا ميخ درست مي شود اولش
اولش كه خراب بود
دومش
چكش ـ تخته ها را نعل مي كند
حالا نشد با دو خال تف
دو تكه سنگ
انتفاضه سينه چاك جنگ نيست !
معمولا در اين شهر
هزار گل بوسه
هزار تكه سنگ روي هم چيد و
دست هاي ما دو پاره شد
يك پاره روبرويم نشست
يك پاره همين جا كه اجازه هست !
و من فعلن دهنم پر است
وسط خيابان
هسته ي هلو را تف كردم
فلسطين شروع شد
…
| لینک |


