تركيبي را هزار تكه كردم
روي هر تكه ـ يك لحظه ايستادم
سمج ترين تكه لب داشت
كوتاه ترين تكه دهن
روي لب و دهن كليشه بستم
در رنگ قهوه اي سير خوابيد
كيش دادم
پيش دادم
هيش دادم
اندازه ي عرض شانه هايم بلند شد
هزار تكه ام كرد
روي هر تكه ـ يك لحظه اشك ريخت
موهاي لختش توي دستم ماند
و نقطه هايي كه
دو هزار تكه لب و دهن
چهار سمت اتاق را خط بكشيد
و دو پاره تركيب
در حال روبرو شدن

لینک