وي غايب متن بود و
و سايه ي بلندي كه رد شد
محله ي پايين را نسبتي نداشت
اندازه ي حساب بياوريم
                                وي را
روي آخرين پله ي پاساژ 
لازم است دوباره ببينمت!
در ملاقات بعدي روشن مي كنيم
يك نخ سيگار وطني
سمت چراغ هاي آنسو تر …
آنگولايي ها ـ فتيله را پايين بياوريد !
مدادم از اكابر برگشت و
لاي گوش نجار خط كشيد
تخت ،
تخته ،
درخت ،
ـ پشت حياط وي افتاد و …
چند گونه حرف مي زنيم
مي خواستم گوناگونه بنويسم :
تكه پاره هاي دود
در گلوي وي خفه شدند


لینک