دکمه را فشار دادم چترم باز نشد
کوله کوله برف - بوران
در هزار پایی حواسم پرت افتاد
وحشت از تمام وجودم پایین آمد
و زمین زیر پایم دایره کشید
ماموت ها
در حال فرار... چترم را پاره کردند
و حشرات موذی
از سر و کولم بالا می روند
یک روز، تقریبا 24 ساعت است که پشه بندم
از سایه ی پشه حتا می ترسد
و کفتارها
دور آتش - نشسته - زوزه می کشند
لعنتی ها،
از کدام انفجار حرف می زنید
اینجا تمام سایت ها مسدود است
مثلا؛ روی [ آزادی ] کلیک کنید؛
ارتش سایبری؛
از هر طرف یقه می گیرد
تا در راهروهای مجازی دخلت را بیاورد
تازه در چنگال دژخیم بود که حالیم شد
اینجا اوائل سیاره ای به نام زمین است
ساعت هنوز اختراع نشده از عقربه ها یاد بگیرم
زمان... مستحق تغییر و پیشروی است
و نشانه ای از غار و غارنشین نیست که
با دست و زبان علامت بدهد
- بد گیر افتادی پسر!...
نقشه را از جیب کاپشنم در آوردم
نه! این مختصات جور نیست با آدم ها
با یک تکه چوب - بر سطح صاف زمین -
مسیر و مختصات تازه کشیدم
که یهو زیر پایم خالی شد
در حال پرت شدن سفت چسبیدم به شاخه ی درخت
اینطور بود که از شمال سر در آوردم
ولی برای چه؛ دفتر 40 برگم سیاست؟!...
انگار زمین را تازه تحویل آدم داده اند!
برای حفظ چند گونی خاک
8 سال اسحله دست گرفتم و تا قتل پروانه ها پیش رفتم
و هنوز... پیشروی ادامه دارد
پیش...
از اینقرار؛ صندلی ها از جلو نظام بگیرند
برای حمله به صدای مخالف
و محو تدریجی از کجا آوردی اینهمه فساد
یک وقت متوجه شدیم یکعده عوضی
همه چیزمان را به دست گرفتند و بلند بلند...
سر در میدان ها از چوبه ی دار بالا رفته اند
اعتراض در چارچوب قانون جرم است!
و معترض فرهیخته
از نظر قضایی محارب بالفطره
بلانسبت شما
من هم چند بار... کره ی زمین را تکان دادم
حتا روی دُمب گربه پا گذاشتم
هی هی هی...
اما عرب ها
عرب ها از اسم خلیج فارس می ترسند
که پا روی نقشه ی ایران گذاشته اند
نه! این مختصات جور نیست با آدم ها
پیش خودم، دنیا را سر و ته کردم
گرداگرد دایره را صندلی چیدم
و با ژست قرن 20 و یکمی
پشت میکروفون از دموکراسی و حقوق بشر گفتم
وسط کار... صندلی ها ریش در آوردند
آقایان؛ روی این مختصات قطب نما کار نمی کند
تا چشم کار می کند کوه و تپه کاشتن سر راهم
از اینجا تا تهران
از تهران تا اوین
دیگر اول شخص مفهوم نداشت انتخاب کنیم
لابد یک جای حقوق شهروندی می لنگد
که شخص ثالث
دروغ تحویل غار و غار نشین می دهد
ما از هر نظر در اوجیم
اوجی که بی اجازه
شلوارم را پایین کشید
و به پست ترین نقطه ی وجودم حمله کرد
اینهمه زندان، تجاوز...
باز جار بزنید؛ به مردمی بودن مان شک نکنید!
وگرنه اینهمه کشک...
راس افکارم...
چقدرم کثافت شده ام!
چقدرم کثافت شدید که نمی دانید؛
رای من کو!...
....
و من، مطیع فرمایشات بالا بلند حضرات
از شما چه پنهان
دلم برای بلوف های سیاسی تنگ است
بگم، بگم،
سیمای ادا اصولی ها
اصل را از ریشه ها می کَند
به جانوری گفتم: آقا در چه عصریم؟
عصر دایناسورها
خدای من!...
عجیب پرت افتاد از حواسم
هواپیما، روی شانه ی هیولایی نشست
(در واقع سقوط کرد)
انگار ما آدم ها
دشمن درجه یک ماقبل ایم
چقدرم همیشه جانورها خودی اند
و ما آدم ها غیر خودی
رنج اینهمه سقوط
در عصر دایناسورها
یعنی هنوز... دیب ها متولد نشده اند
و من،
من که پا برهنه عادت داشتم
پای قصه های مادر بزرگ - تخت بخوابم -
و توی رویاهای کودکانه
کمی شیطنت کنم
مثلا؛ سر بطری را بر دارم
سراسر دود خاکستری بود و صدای مهیب...
- ارباب... در خدمتم!
بُهت از این عجیب الخلایق
کجای جهان آسیا شد که آسیابان
ساقه های گندم را می شکند
انگار هنوز خواب و خیالات شکننده اند
که یک دسته هزار پا
روی تخلیم رژه می روند
هنوز آرزو متولد نشد آرزو کنم
نگرانی بی مورد است ارباب
مثل شرکت های هرمی قرن 21
دیب ها برای مصرف کننده، یک تخفیف ویژه قائل اند
هر چه می خواهی - تصور کن - بلفور حاضر کنم
الاغ
یه الاغ پیزوری... احیانا با یک لنگه کفش
دیب ها مبادی آداب اند
توی بیابانم لنگه کفش در مرام مان نیست
لاکن
در تویله یه الاغ [ اتفاقا ] پیزوری هست که...
لازمه پالانش بکنم و بعد...
و بعد...
- پیش خودتان بماند سوار الاغ شدم
تاخت زدم به قرن حاضر
متاسفانه سرِِ میدان اسب الاغ رم کرد و...
یهو چرتم پاره شد
از جیب کاپشنم نقشه را در آوردم
دوباره تمام نقاط کور دنبالم کردند
نه! این مختصات جور نیست با آدم ها
با وجود 51 در صد از خصوصی سازی
همراهم دیگر خط نمی دهد
با همین دو تا دست
(که از دو طرف شانه ها پایین آمده)
وسط میدان اسب آدم برفی ساختم
تا آسمان
هر چه برف و بوران دارد ببارد
ببارد بر چهره ی مدیترانه ای آدمک ها
....
من فکر می کنم تمدن
ما قبل از تاریخ به دنیا آمد
| لینک |


