من هیچ هرگز سختم بود کنار از بغلت گوشه بگیرد از گوشه با شروع عکس گرفتم آلبوم نیم بدن ایستاد اما ولی تمام رخ داشت چند ژست تازه یادم آمد، رفتم بگیرم کنار از بغلم افتاد سقف انتظار تاریک بود، برای ظاهر شدن ورد خواندم! عکس ها به دیوار چسبیدن، چطور بایستم اختاپـ/... پوست از تنم بکَند هیچ هرگز نداشتم پوشیده حرف بزنم ولی اما داشت امر نسبتا کثیف پایه ی صندلی زبان در آورد. مثلا؛ رسم است در سکوت بمیریم! برای مُردن... با عکس ها لخت شدم، از خجالت دیوار آب شد دیوار به اتاق بر خورد و اتاق به بند مشترک من و بازجو چشم بندم را برداشت، پشت میله ها... شاید به هم سلولی ام فکر بکنم واقعا سختم بود رویا چگونه عریان... در چشم درویش نشسته باشد رفتم تا دشوار حاد آمد شاه مات جانفشانی بر انگشت سربازها نعل اسبم پیچ خورد، یک قلعه دادم و تا اعتراض پیش رفتم تازه ویروس شکل گرفت، با تمام قوا شلیک کرد، روبرو زخم برداشت خال روی پیشانی ام نتیجه ی تلاش مضاعف بود که... بنظر کارشناسان؛ نشت لایه ی اوزون تماشایی تر از قتل مستند است پارازیت دنبال خط و خطاب افتاد، کاریکاتور دروغ در رسانه ها پخش شد درختان پشت سیم تناور شدند، ولی اما همیشه خار داشت چنان فشردم شاخه ی انگور در مشتم... اشک طرفین در آمد؛ کشکول و تبر زین را برداشتم، - خدایا به امید تو... سر شانه ها اندازه ی یک فصل خم شده اند به پهلو دوست داشتم کیف کنم از فشار مضاعف روبروی هفتاد پشت دشمنی تاب نیاوردم در پهنای درخت، جنگل از شمال حرف هایم قد کشید فعلا هوای دفتر شعرم مرطوب است، اِی... حال مزاجی ام بد نیست! ولی اما واژه ها در گرماگرم اردبیهشت کتف هایم را به درخت کهنسال بسته اند هیچ هرگز حتا نیامد دستم... اما از ولی گذشتن سخت بود
| لینک |


