فروپاشی   

 

 

بار شکل قدیم نداشت ! چند صندلی مستهلک و چند دهنه وراجی...

آنطرف بار... آدم ها و دود سیگار حلقه زده بودند .

بارنامه روی میز... یک نسخه تحویل بایگان و... صندلی بغل دستی بلند شد !

دومی را از دست گارسون بیرون کشیدم ( حالا دو نفر شده بودیم ) .

کم کم / رفته رفته زیاد تر... کم کم / رفته رفته گروه اغتشاش... کم کم / رفته رفته به تعداد انگشتان دست تجاوز کردیم

یک نفر - از آدم ها- با مشت روی میز کوبید ( سرزنشم نکنید ) ! من به اندازه ی مزدم / مزدورم !

چشم از چهره ها که برداشتم ؛ سایه ها... محو جمال بطری شدند .

لابد دستمزد 24 ساعت شب زنده داری... یک بطری خالی است .

یه چتول ؛ دو / سه... استکان به استکان بالا آوردم .

روی میز... چند بطری شکسته سر گیجه گرفته اند .

گارسون دست به سینی ایستاد... تازه ، دو نفر شده بودیم .

آنطرف بار... قیافه ی مزدور روی پرده ی 35 م م ؛ ( وسط آگهی تبلیغاتی اِسپره ی امریکایی... ) گیرم افتاد . 

( این خودشه !

- همین مردتیکه ی الاغ... )

توی شهر، داخل امیر، با یک لنگه کفش... به خیلی چیزها دست زد که شرمنده ی پا ساعتم

روی دستم داغ کردم ، دیگر روی دیوار ننویسم ! از بس ننوشتم ((مرگ بر مزدور )) دستم یکسره کثیف است ! 

امروز ، اعتصاب عمومی تا اون سر بازار... نوی شلوغی حیفم آمد - کتک نخورده - داد بکشم !

تا اون سر بازار... حاجی بازاری ها حجره را بالا کشیدند .

تا اون سر بازار... یک بازاری چاق ( به مقداری قلمی ) از چند صندلی مستهلک و چند دهنه وراجی گذشت !

یه تکه ابر ، آنطرف خیابان افتاد و... اِی ، بازار کمی تکان خورد و... موقتا ، اتیک ها را باد برد و... 

باد که از این سمت ها بگذرد ، قیمت اجناس جابجا می شود ( یکی اون تکه ابر رو برداره ) .

و از این بابت نرخ ها شناورند ! و از این بابت حاجی ها شناگرند ! و از این بابت... انگار سیل آمده باشد !

تمام حاجی ها عطر چینی زده بودند ! بو کن ، بو کن ، ( لامضب چه بویی میده ! ) 

مرگ بر سیلی که بوی عطر و ادکلن می دهد .

مرگ بر دشداشه های عربی... که بوی پِهن اسب گرفته اند .

مرگ بر سیل...

مرگ بر ساحل...

مرگ بر دریا...

مرگ بر... موجی که کلاه از سر حاجی ها برداشت .

دریا توی موج و وحشت گیر کرده بود ! و قایق موتوری از صدای خاموشی ترسید !

نجات غریق ، مایوی دو لایه اش را روی تخته چوبی خشک کرد و... ( خیلی مونده به خشکی ؟ )

13 در صد از فروپاشی شوروی سهم ماست ! هر کجای نوار ساحلی انگشت فرود کردم - خشکه / خشکیه !

دست قایقران در حال گرفتن انعام دراز بود که کارگران شیلات از سرِ دریا... دست کشیدند .

ها بکشید...

بکشید...

دسته جمعی بکشید... 

با این طناب... ها... دریا را هر طور که بکشید ؛ این 13 در صدِ نقاشی است و باقی قضایا...

پلاکادرها ، از دست های کثیف ام شعار ساخته اند .  

مرگ بر مزدور

مرگ بر گارسون

مرگ بر بطری خالی...

از اینهمه مرگ... دست و دلم می گیرد !

لعنت به دست های کثیف ام که از اینهمه مرگ... نترسید !

لعنت به بطری خالی که روی میز... چرت می زند !

لعنت به گارسون که از پول تُو جیبی ام... کیسه دوخت !

اسکناس ، بوی تراول می گیرد و طلا ، نفت است ( - سیاه بو گندو )... کاغذ ، پول کاغذی از این بابت کثیف است .

کثیف مثل قیافه ی تحویلدار... ( انگشت ها را با تُف ورق بزنید ! ) تُف به این روزگار... تُف به انگشت تُفی ام !

دور تا دور شلوغ بود و باجه از دو طرف - خانم ها / آقایان - صف تکی وسط فاجعه است !

...طرف سومی ها ایستادم . خورد و خمیرِ سومی را از دل شلوغی بیرون کشیدم .

توی شلوغی... انگار نرخ مزدورها کم شده باشد . همه گیج بطری خالی...  

بار... پرت شده بود . آنطرف بار... پرت تر از حلقه ی آدم ها و دود سیگار...

چند صندلی مستهلک و چند دهنه وراجی سرم را برد . و من ، پشت بار... سر پا ایستادم .

اعتصاب عمومی تا اون سر بازار... توی شلوغی حیفم آمد - کتک نخورده - داد بکشم !

مرگ بر فرو

پاشی...

 

 

لینک