از چیز آمد مترو در امتداد تالار شهر سرو قدیمی باد داشت رقص پروانه ها برگ برگ بالا / پایین لبه ی تیغ بازی پای قله کنارم ناجور نشست
روی ریل یک مشت قرص از استفراغ ریختم دل نایلون قاتی میل توالت فرنگی نشیمن گاه ایرانی گیب دلاری چند از ردیف صندلی های خالی
بلیت رایگان [بچه ها] کف دستم خواب دید هیجان لب پنجره پای تخت شکست تغییر ایستگاه در فکرم آ خرش بلند شد به پهلو افتادم
چیز دوبله ایستاد وسط تونل بغلی تیر کشیدم قطار روی خط دو دو ... قرص مسکن یک مشت حرارت ریل توی سرم راه آهن تهران - شمال
سینه ی دریا کشمکش موج جزر و مد آمد آمدها سنگچین خاطرات پای درخت توت توتی هر جایی پرندگان دریایی شلیک چند گلوله در هوا
آدم ها داخل آدم ها زن / مرد مه غلیظ صبح گاهی از سطح آفرینش بی بی های لخت سربازان پشمالو شاه / تک خال داخل پوست آدم ها
عبور از ممنوع اسقالت داغ پاساعت [رو ب رو بزنید] 13 خیابان گرد در گیر سوالات دور نهایی ورق رویال توی باکس حال ژوکر به هم خورد
خیره چشم ها توی لنز مرگ تدریجی سر پیچ گیج قوطی دیازپام [دیونه خودتی] پیست اسقاطی ها سبیل ماده گربه دو طرف شلوغی آویزان
یک متر و 20 فاستونی از چیز از قیچی از خیاط یکدست بریدم شلوار کش بافت محصول کمر گاه/ شانه پیرا بهمنش طعم پیاز شعر شمبوریسکا
| لینک |


