آ؛واهِ 23   

 

چنگ از از ریشه در آوردم! یه مشت خاک... از از چنگم ریخت -بر سرم-

یه طبق آ 3مون...

آ 3مون به این کَتی... مِن چِسم دوستمه دارِ بِن/ شِه زِغِله الاغ ره؟!...

یک پشته بار/ بارو کَتِ تاریخ شمسی... از از ساعت به میدان اسب/

میلِ به یورتمه ی تاکسی ها... 

شیهه ی اسب از سوار کار -یک دهنه- از ایستگاه شانزدهم...

پیش/ پیشی رفت

عینهو آمبولانس پشت چراغ... پا تخت بیمارستان از چند زخم... -در گذشتم-

اسم: شمسی

شهرت: ایرانی

جمع روزها: روی دیوار اتاقم خط خطی...

[با شمسی حساب کنید؛]

بعد از... -در گذشتم- تازه «عکسم» در روزنامه ها در گذشت!

تازه ش، درِ سردخانه پلمپ بود. عکسم سرمایی... [چقدر یخ زده ام!]

3 سال اونور دنیا بودم! تاریک تر از الان؛ بعد از دعوت نامه... رسما سوار کارم.

اصلا سوارِ کارم از الان؛ اصلا...

بعد از الان سر از پا کَندم؛ پیش پات... پای تخت ریشه انداختم!

نه! در آوردم پیراهن از راه ب راه... 

حالا ریش ریش... خودت رو به تنه ی درخت نمال! این ریش/ پشم

چهار تا از از شـ/پـش قاپ کرد

تا پا از سر خاک/ خُله... چند پا غلت از آ 3مون افتاد

[استحمام جون می ده واسه اینجور وقت ها]

این چهار تا از از شـ/پـش دور یقه ام- چتر بازند! از آ 3مون قلوپی...

یک تا زِغِله الاغ... از سرِ کوچه آمد، بعد از میدان اسب «چهار نعل» به با با پا ساعت...

پاساژ دُری 3 سال از طبقه ی اول درز گرفت. لبخند فرشتگان -روی پلکان شـ/پـشی

از اخبار اجاره نشینی بچه ها... توله الاغی [واسه یه مشت علف] از در با زه گذشت

- آژیر آمبولانس از سرِ چهار راه...

کارتم از سوخت تنم تو لو مب/ تو لمبه زد

تُو صفِ تاکسی پم/پو لو مپ. نمره ی یکی 3 سانت اونور پمپ بنزین... در آوردم!

[اسمت... وسط شلوغی خط خورد!]

شمسی از از چند جفت یادگار شوهرش... (خدایش بیامرزد!)

اینم از چمدان/ ممدون...

[این پیرهن بهت می خوره؟]

راه ب راه باس امتحان کرد. پنجه از ریشه در آوردم، آ 3مونیش غالب تنمه!...

 

 

لینک