به: زنده ياد تيرداد نصري   

... / چشم در چشم نشست
- رو ب رو - بالا / پايين ، و يا ...
) و يا وسط جمعيت ...
: سلام دوستان ؛
بالاخره آدم شعر مي شود ، و شعر پرنده ...
و من ؛ در ايستگاه / كنار باجه ي بليت فروشي
قطار روي ريل
………………………………………………….
…………………………………………………
من بود و بوسه گرفتم ؛
از طول هفته اي كه گذشت
پايين بود و بوسه ها / يك شنبه از تعطيل در آمد و ...
يكدست روي صورت ام سوت كشيد !
دو دو ...
بلند تر از بالا آمدن آسانسور
و دكمه ي طبقه ي هفتم
شلوغ اتاق 3 ساعت / روزم را سياه كرد !
نگاه از دست رفته اي / روي شانه ها ريخت و 
سر شانه ها به شعر طعنه زدند / قد شاعر بالا ...
بلند تر از پايين تابلو ((تيرداد نصري)) ايستاد
{ بنظر شما ؛ - نشست - شاعرانه تر نيست ؟! }
: ها ها ها ... يافتم ؛ - ايستاده نشست -
و صدايي شبيه ي زندگي ، و يا بقول شاعر ... / (( شكل تازه زيستن ))
لبخنديدن اشك را / از چشم هاي نگران كندند !
يك لكه ي بي رنگ / مات / گونه ام را داغ كرد
و من داغ / داغ / داغ شده ام . 
و شما كه داغ تر از ...
داغ /
داغ /
داغ ايد !
از پيراهن سپيد دوستان دست بكشيد / صورت و صورهاي مختلفي / ميان كف دست ها
بوته هاي وداع گل شدند و / لب گريه ها داغ تر / داغون تر ...
اين يادگار عزيز ( قاب ) نمي خواهد /
و غالب مرداني چنين ...
در يادداشت هاي روزانه گم شده اند !!
... ) لا الله اله لا
: بلند بگو ؛
.
.
لا الله اله لا ( ...
تابوط را
بر شانه هاي خالي كشيديم
در حال ورق زدن روزنامه هاي وطني ؛
قطرات اشك بر گونه ها / غلطيد و ...
در
در
در
((ايستگاه آخرين))
تمام كلمات پاييزي جنازه شده اند

 

لینک