مجسمه   

درگذشت نابهنگام شاعر تواناي تنكابن تيرداد نصري را به همه دوستان و جامعه ادبي تسليت عرض مي كنم ...

به : رامين عظيمي

مسخ ؛ يك پاره سنگ شده بود ، ـ شكل مجسمه …
: گيرم اينطوري ؛ طوري رفتار مي كني كه فسيل شده ام
قبلن ها هاليود باليود يك گوشه ي لبت خالي بود ( درست عناب )
زن ، يك خال كنج لبش كاشت ـ عنابي ؛
دوربين عكاس خال برداشت ! همين ،
همين ؛ تك زبانم چسبيده كلمات داغ
فعلا … { اين قطعه عكس را قاب بگيريد }
روي رف خالبود هالبود بالبود ، …
زن ؛ يك دهن باز است و …
و آواز دسته سومي كه در سرسرا پخش شد
(( خال سياه داري قربانت بشم من
خانه كجا داري مهمانت بشم من )) الخ …
پرده تماشاخانه ، دو طرف قضيه را - رو ب رو - كرد
يكي كه اصلن رو نداشت     رو بكند
دومي پشت پرده قايم شده بود
و من …
چكش از دست آرتيست فيلم ... -  به عاريه - گرفته ام 
شصت دقيقه ميخ كوبيدم به پايه ي صندلي … 
همينطور برگشتم دوباره ، سه باره ، چند شصت دقيقه برگشتم ،
چند شصت دقيقه برگشت ، چند شصت دقيقه نگاهم كرد ،
چند شصت دقيقه … هاليود باليود خاليود ،
چند شصت دقيقه انگشت كنج دهنم را گزيد و
چند شصت دقيقه دوربين زوم كرده بود ـ روي خال ، روي عناب ، روي … 
مسخ ، يك پاره سنگ شده بود ، ـ شكل مجسمه …
: گيرم اينطوري ؛ طوري رفتار مي كني كه فسيل شده ام
قبلن ها هاليود باليود يك گوشه ي لبت خالي بود ( درست عناب )
زن ؛ با دستمال - خال كنج لبش را پاك كرد
گيرم اينطوري …

لینک