درخت در قرق كلاغ هاست ، برگ ها روي اسفالت ،
باد از هر طرف بيايد سپور محله توي لباس قايم شده و شيرفروش
گاو ها ؛ بخش كوچكي از زندگي منند ، و سهم من ، از دنيا ـ شايد يك لبخند باشد كه هيچوقت بر لب نداشتم !
چرا گاه گاهي خنديدم ، و دلم نيامد روي لب بريزم لبخنده هاي گاه گاهي
با همين لبخنده هاي گاه گاهي … دفتر شعرم پر از كلمه است ، پر از كلمات خط خورده ، از بس نوشتم : خط كشيدم روي كلمات …
از بس شعر گفتم ـ شاعر شدم . از بس شاعر شدم كه …
هر روز همسرم سرگيجه هايم را توي كيسه ي زباله مي ريزد و ... و من گيج خالي شدنم !  
سپور محله ؛ هيچوقت به خودش نمي رسد ! از اين سر ، تا … تعجب مي كنم : از اين همه توليد
كپي ذهنم را برابر اصل كردم . ) تكثير بلامانع است و توليد ممنوع !
از اين همه توليد كپي برداشت و برداشت من …
: ( سلام الاغ عزيز …
شكست قرق ؛ برابر هجوم كلاغ هاست ، برابر تنهايي درخت هاست ، برابر ريزش برگ هاست ، و اسفالت …
و صداي تكان خوردن در پياده روها
سرنوشت از خط هاي پيشاني كشيده مي شود . يكي آنطرف خيابان ايستاد . يكي از كنارم رد شد . يكي قرار است سلام كند . يكي … (!) …
يكي توي خودش ريخت ؛ كلمات صدا دار تنها صدا دارند . و من راديوم را باز گذاشتم . و راديوم (( من )) را نشناخته ـ خطاب ام كرد : درخت در قرق كلاغ هاست ، برگ ها روي اسفالت ،
و من …
من در قرن 21 پيراهنم را عوض كردم .
آقايان ؛ اين منم !!!…


لینک