تركيبي را هزار تكه كردم
روي هر تكه ـ يك لحظه ايستادم
سمج ترين تكه لب داشت
كوتاه ترين تكه دهن
روي لب و دهن كليشه بستم
در رنگ قهوه اي سير خوابيد
كيش دادم
پيش دادم
هيش دادم
اندازه ي عرض شانه هايم بلند شد
هزار تكه ام كرد
روي هر تكه ـ يك لحظه اشك ريخت
موهاي لختش توي دستم ماند
و نقطه هايي كه
دو هزار تكه لب و دهن
چهار سمت اتاق را خط بكشيد
و دو پاره تركيب
در حال روبرو شدن

لینک
       

روي سكوت نقبي زد و
فقط چند كلمه
از دهنش بيرون ريخت
نعش خودكار روي ميز
نانوشته ها، سياه به تن كرده اند
يك مرد رد نشانه ها را كشيد
چقدر توي اين شهر ، آهو دوانا …
عكس يكيش
روي بوم در حال پاره شدن
افتاد و
بادمك هاي نگاهش كه جنبيد
تازه سر سطر پيدايم شد
از تازگي لبت    دندانم تير كشيد
چند رقم حالت بگيرم
آبي چشمات چه لذتي داشت كه
ساعت ها از كار افتاده اند و
چيزهايي روي مكث مان خراب
لابد ساعت سازها كوك نشده اند
كه تنها
دو طرف ميز را پر كرده ايم
روي دو صندلي كه به هم ميخ شده اند
قبل از شكم آوردن اين متن
نشانه اي بده ـ شايد ـ پيدات كردم
گم نشده ام آنچنان كه
دارم با خالت بازي مي كنم
با اجازه ! لت پنجره را گذاشتم
پرده را شما بكشيد !

لینک
       
وي غايب متن بود و
و سايه ي بلندي كه رد شد
محله ي پايين را نسبتي نداشت
اندازه ي حساب بياوريم
                                وي را
روي آخرين پله ي پاساژ 
لازم است دوباره ببينمت!
در ملاقات بعدي روشن مي كنيم
يك نخ سيگار وطني
سمت چراغ هاي آنسو تر …
آنگولايي ها ـ فتيله را پايين بياوريد !
مدادم از اكابر برگشت و
لاي گوش نجار خط كشيد
تخت ،
تخته ،
درخت ،
ـ پشت حياط وي افتاد و …
چند گونه حرف مي زنيم
مي خواستم گوناگونه بنويسم :
تكه پاره هاي دود
در گلوي وي خفه شدند


لینک